|
بهترین خبر همین حضور تو ، خبر حادثهی عبور تو ، پخش یک گزارش از خندهی تو ، بغض تو ، پرواز پرکندهی تو...
( شهیار قنبری)
من گمان می کردم دوستی همچون سروی سرسبز، چهار فصلش همه آراستگی ست من چه می دانستم هیبت باد زمستانی هست، من چه می دانستم سبزه می پژمرد از بی آبی سبزه یخ می زند از سردی دی من چه می دانستم دل هر کس دل نیست قلبها صیقلی از آهن و سنگ قلبها بی خبر از عاطفه اند سخن از مهر من و جور تو نیست، سخن از متلاشی شدن دوستی است و عبث بودن پندار سرور آور مهر ...
تـو كــه بــالا بــلــنــد و نــازنـيـنـي تو که شيـريـنلب و عشقآفـريني در آن لبهاي افسـونـگـر چهداري در آندل غير شـور و شر چهداري چنين با مهرباني خواندت چيست بـدين نا مهرباني رانـدنـت چيست دل مـن تــاب تــنـــهــايــي نــدارد دل عـــاشــق شکـيـبايــي نــدارد ...
نذر کردم گر از این غم بدر آیم روزی تا در میکده شادان و غزلخوان بروم ...
تو...من تو به اندازه ي تنهايي من خوشبختي
How Do You Interpret Love?
چه بسیار نگاه ها که در جهان سرگردانند تا در چشمی جای گیرند و چه بسیار گریه ها که صدای شکسته ای را می خواهند و چه بسیار گفتنی ها که بر سنگ خاموش بوسه می زنند ...
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم |
About![]()
عروسک .... یعنی شور و نشاط کودکی ... و من ... پی ٍکودکی، کودکانه میدوم
Home
|